جزئیات مقاله

نحوه اثبات خیانت در امانت

0 (0 نظر ثبت شده)

بدون دسته

علم قاضی زمانی پدیدار می شود که قاضی قادر باشد از آن بهره‌برداری کند و اطمینان حاصل کند که با توجه به شرایط وموقعیت پرونده، تصمیم صحیح را خواهد گرفت. برخی مواقع، افرادی که به دیگران آسیب و ضرر وارد می‌کنند، بر اساس قوانین مجازات اسلامی متهم می‌شوند. شاکی می‌تواند به ادله اثبات جرم استناد کند. اما برای اثبات جرم خیانت در امانت از قسامه و سوگند استفاده نمی‌شود. شاکی اسناد و مدارک موجود را در هنگام تنظیم شکایت ضمیمه کند تا در جریان بررسی از این مستندات استفاده شود. شهادت زمانی رخ می‌دهد که فردی غیر از طرفان متخاصم در پرونده درباره انجام یا عدم انجام جرم توسط متهم، شهادت می‌دهد. استناد به شهادت شاهدان می‌تواند برای اثبات جرم خیانت در امانت اتفاق بیفتد. اعتراف به این معناست که فردی به ارتکاب جرم اعلام کند. ارتکاب جرم خیانت در امانت می‌تواند از طریق اعتراف ثابت شود که متهم در حضور دادگاه یا قاضی مربوطه به پرونده خیانت در امانت به صورت شفاهی اظهار کند که این جرم را ارتکاب کرده است و شاکی نیز قبول ادعای جرم او را بپذیرد. مطابق قانون مجازات اسلامی، خیانت در امانت یک جرم است که مجازاتی برای مرتکبان آن تعیین شده است. خسارت زیان دیده ناشی از خیانت در امانت باید جبران شود.

با توجه به وجود قوانین متعدد در جامعه ما، مانند قانون مدنی و قانون تجارت، می‌توانیم در بسیاری از موارد عملکرد افرادی را که به دیگران آسیب و ضرر وارد می‌کنند، قابل جبران تلقی کنیم. برخی مواقع، این افراد براساس قوانین مجازات اسلامی هم متهم می‌شوند.

هر عمل یا عدم انجامی که در قانون مجازات اسلامی به آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب می‌شود و علاوه بر تقاضای جبران خسارت به فرد مجرم، مسئولیت کیفری و تحمل مجازات نیز بر عهده او خواهد بود. یکی از مثال‌هایی که در قانون مجازات اسلامی توسط قانون‌گذار به عنوان جرم مورد نظر قرار گرفته است، "خیانت در امانت" است.

مطابق قانون مجازات اسلامی، خیانت در امانت یک جرم است که مجازاتی برای مرتکبان آن تعیین شده است. علاوه بر این، خسارت زیان دیده ناشی از خیانت در امانت باید جبران شود. مواد ۶۷۳ و ۶۷۴ بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۵ به همراه مجازات‌های مختلف، مصادیقی از خیانت در امانت را بیان می‌کنند. با خواندن این دو ماده، به این نتیجه می‌رسیم که در این قوانین، انجام عمل عمدی توسط امین خائن که می‌تواند شامل انجام یک کار یا ترک آن باشد و در تضاد با آرزوهای امانت‌گذار و به ضرر او باشد، به عنوان خیانت در امانت شناخته می‌شود.

موضوع «خیانت در امانت» نیازمند وجود عنصر سپرده‌گذاری از سوی فردی است که در این مورد به امین اعتماد کرده است. اما امین خائن با استفاده، مصادره، تلف یا گم کردن مالی که به او سپرده شده است، آن را به مالک اصلی باز نمی‌گرداند. این سؤال برخی افراد را مطروح می‌کند که آیا فعل خاصی می‌تواند به عنوان «خیانت در امانت» به حساب آید و چگونه امکان اثبات این جرم وجود دارد؟

در این نوشتار، به تشریح مختصری از مفهوم خیانت در امانت می‌پردازیم و سپس به بحث و روش‌های اثبات این جرم می‌پردازیم. همچنین، تبیین می‌کنیم که در صورتی که خیانت در امانت اثبات نشود، چه مجازاتی قرار خواهد گرفت.

راه ها و روش های اثبات خیانت در امانت

زمانی که یک فرد متهم به جرم "خیانت در امانت" با تهیه شکوایه به دادسرا مراجعه کرده و در برابر بازپرس پرونده شکایت کرده باشد، باید به عنوان مدعی اثبات کند که جرم خیانت در امانت توسط کارمند خائن صورت گرفته است. او باید مانند سایر شاکیان جرایم دیگر، با استفاده از دلایل و مستندات مربوطه، ادعای خود را در دادسرا و دادگاه قرار دهد و آن را تثبیت کند.

لازم است که یک بار دیگر به نکته‌ای اشاره کنیم که پیشتر از این هم گفته بودیم. در صورت وقوع جرم "خیانت در امانت"، حتما باید عنصر یا وصفی در انتقال مال از مالک به امین وجود داشته باشد. باید توجه داشت که هر جرمی، جرم "خیانت در امانت" نیست. در حقیقت، ممکن است به جرم سرقت یا کلاهبرداری نزدیک باشد.

زمانی که یک مشتری در یک فروشگاه به فروشنده می‌گوید که خواهان داشتن کالای انتخابی خود و دیدن آن نزدیک و خریدن آن است، طبق فرهنگ و رسوم، فروشنده می‌بایست کالای انتخابی را به او تحویل دهد تا مشتری مطمئن شود که چه چیزی را خریداری می‌کند. اگر در این حالت، کالا توسط مشتری به فروشنده برگردانده نشود، این عمل به عنوان یک "خیانت در امانت" شناخته نمی‌شود. زیرا در حوزه حقوق، این تاکید برای شناخت جرم خیانت در امانت وجود ندارد. این عمل می‌تواند به عنوان یک جرم سرقت تلقی شود.

در قضایای میراث و همچنین مال مشترک، هر یک از شریکان بخاطر داشتن حصص در مال مشترک، جرم "خیانت به امانت" رخ نمی‌دهد. زیرا در قضایای میراث، عمل واگذاری وجود ندارد و در مورد مال مشترک، هر شخص مال خود را به تصرف خود درآورده و به آن مالکیت دارد. تنها زمانی می‌توان گفت که جرم "خیانت به امانت" رخ داده است که مالی که توسط مالک به امین تحت قرارداد قانونی یا بدون قرارداد سپرده شده باشد تا امین آن را نگهداری کند و بر اساس درخواست مالک، آن را به او بازگرداند یا به مقصد خاصی که توسط خود مالک مشخص شده، ارسال کند.

اگر فروشنده تصمیم بگیرد به جای برگرداندن مال به مالک خود، از آن به روشی دیگر استفاده کند، به عنوان مثال، مال را به مشتری بدهد تا او بتواند آن را نزدیک‌تر ببیند و در صورت خوش‌ایندی آن را خریداری کند یا مال را با خود ببرد و بازگرداند، اما اگر مشتری مال را دیگر برنگرداند، در این صورت می توانیم بگوییم که خیانت در امانت رخ داده است. در واقع، فروشنده مال را به مشتری سپرده داده بود تا آن را به او برساند و مشتری را به عنوان امین آن شناخته بود.

با توجه به توضیحاتی که در مورد خیانت در امانت ارائه شد و شرایطی که برای شناختن این جرم وجود دارد، سوالی مطرح می‌شود که اگر فردی مال خود را به یک امین خائن سپرده کند و امین هیچ مالکیتی بر آن مال نداشته باشد، چگونه می‌توان این جرم را ثابت کرد؟

برای اثبات جرم خیانت در امانت، مانند سایر جرایم، شاکی می‌تواند به ادله اثبات جرم استناد کند. این ادله در قسمت 160 قانون مجازات اسلامی ذکر شده است، ادله‌ای مانند اقرار، شهادت، قسامه و سوگند در شرایط قانونی و علم قاضی. اما برای اثبات جرم خیانت در امانت از قسامه و سوگند استفاده نمی‌شود. زیرا این دو عنصر در اثبات جنایات به کار می‌روند.

اعتراف به این معناست که فردی به ارتکاب جرم از سوی خودش اعلام کند. ارتکاب جرم خیانت در امانت می‌تواند از طریق اعتراف به این شکل ثابت شود که متهم در حضور دادگاه یا قاضی مربوطه به پرونده خیانت در امانت به صورت شفاهی اظهار کند که این جرم را ارتکاب کرده است و شاکی نیز قبول ادعای جرم او را بپذیرد.

شهادت زمانی رخ می‌دهد که یک فرد غیر از طرفان متخاصم در پرونده، مانند شاکی و متهم، درباره انجام یا عدم انجام جرم توسط متهم، در مقابل قاضی یا دادستان شهادت می‌دهد. استناد به شهادت شاهدان می‌تواند برای اثبات جرم خیانت در امانت اتفاق بیفتد. در این مورد، دو شاهد عادل و پاک‌دامن، مطابق با شرایط و شهادت معین، شهادت خواهند داد که متهم به خیانت در امانت را انجام داده است.

علم قاضی زمانی پدیدار می شود که قاضی قادر باشد از آن بهره‌برداری کند و اطمینان حاصل کند که با توجه به شرایط وموقعیت پرونده، تصمیم صحیح را خواهد گرفت.

در حال حاضر، با در نظر گرفتن حقایقی که به اثبات خلاف قانونی بودن عمل خیانت در امانت می‌پردازند و طبق آن‌ها، می توان گفت که با استناد به این حقایق، جرم خیانت در امانت می‌تواند به نتیجه‌ای اثبات برسد. روش اثبات جرم خیانت در امانت به این صورت خواهد بود که:

شاکی جرم خیانت در امانت می‌باشد. او دلایلی برای انجام این جرم دارد، مانند داشتن شواهد، تسلیم مال به فرد خائن، اقرار متهم و هرگونه سند یا مدرکی که می‌تواند به اثبات ادعای او کمک کند. او باید این اسناد و مدارک را در هنگام تنظیم شکایت ضمیمه کند تا در جریان بررسی از این مستندات استفاده شود.

نحوه‌ی اثبات خیانت در امانت برای شاکی به این صورت است که او باید در شکایت‌نامه خود بنویسد که مال به امانت گذاشته نزد فرد خائن در کدام سال و ماه قرارداد شده است. همچنین صاحب مال با فرد خائن توافق داشته است که فرد خائن مال را برگرداند یا به مصرف معینی که مالک تعیین کرده برساند، اما تاکنون هیچ تحققی مشاهده نشده و فرد خائن به توافق خود با مالک عمل نکرده است.

پس از اینکه صاحب مال توانست موارد پنهان کردن و امانت دادن مال و اثبات خیانت مامور امین را در توضیحات نامه شکایت بیان کند، حال نوبت به بیان ادله ثابت کننده ادعاها می‌رسد که در بالا بیان کردیم. در صورت وجود هر یک از این ادله‌ها، باید آن‌ها را با استفاده از تگ‌های مناسب HTML (مانند ) در متن شکایت ضمیمه کنیم. با این حال، شاکی باید هر آنچه از سند، مدرک و ادله در اختیار دارد را در ضمیمه شکایت خود نیز ذکر کند.

عدم اثبات خیانت در امانت و مجازات آن

در تمام مواردی که فرد متهم به ارتکاب جرم توسط شاکی است، ممکن است به علت عدم داشتن مدرک یا انتخاب نام صحیح برای شکایت، نتواند در دعوا موفق شود و دعوای او رد شده و ادعا باقی بماند. به عنوان مثال، اگر به جای عنوان "سرقت" یا "کلاهبرداری" اشتباهاً "خیانت در امانت" را بنویسد، در این صورت با توجه به عدم وجود شرایط خاص جرم خیانت در امانت، شکایت شاکی رد خواهد شد.

بعضی اوقات، شخصی که شاکی جرم است، وقتی شکایت خود را مطرح می‌کند، عنوان جرمی که متهم به آن است را به‌طور صحیح انتخاب می‌کند. اما به دلیل عدم داشتن مدارک کافی یا هیچ مدرکی نداشته و توانایی اثبات ادعای خود را ندارد، ادعایش توسط مقامات قضایی رد می‌شود. در این حالت، متهم جرم می‌تواند شکایتی را بازجویی کند و ادعا کند که شاکی نیز یک متهم است.

"ارائه شکایت نامه اعاده حیثیت از طرف متهم جرم خیانت در امانت به نحوی به منزله‌ی یک ابزار برای بازگرداندن آبروی از دست رفتهٔ متهم در طی بررسی جرم تلقی می‌شود. قانون گذار این حق را برای متهمانی که از جانب شاکی دارای سوءنیت هستند، و که تنها به دلیل یک جرم غیر واقعی و اعتقاد، فردی را به دادگاه و صندلی محاکمه کشانده است، فراهم آورده است. زیرا در این شرایط، عمل شاکی ممکن است نمونه‌ای از جرم افترا باشد."

توضیح ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی درباره جرم افترا و مجازات آن آمده است. بر اساس این ماده: هر شخصی که اذعان به عملی کند یا آن را منتشر کند، با استفاده از اوراق چاپی، اسناد خطی، روزنامه ها و مجلات، نطق در مجامع عمومی یا هر وسیله دیگر، که به طور صریح به کسی امری را نسبت دهد که براساس قانون به عنوان یک جرم تلقی می شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت کند، به مدت یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق و یا ترکش محکوم خواهد شد.

چه نظری نسبت به این مقاله دارید

از 0 امتیاز

0 نظر

نظرات و پرسش ها