دیه قطع نخاع
0 (0 نظر ثبت شده)
بدون دسته
توضیحات قبلی در مورد قطع نخاع و دیه آن بوده است. در این مقاله، دیه قطع نخاع در سال ۱۴۰۲ به علت داشتن ناتوانی مورد بررسی قرار میگیرد. قطع جزئی نخاع نیز با توجه به مساحت، به عنوان دیه محسوب میشود. محاسبه دیه قطع جزئی نخاع بر اساس طول نخاع صورت میگیرد. در صورت قطع نخاع به وسیله فرد دیگر، مبلغ ۱۴۰۲ کسری از طول کل نخاع محاسبه میشود. در صورتی که قطع نخاع باعث فوت شود، باید همچنین دیه نفس ۱۴۰۲ توسط مجرم پرداخت شود. در ماده ۶۴۹ قانون مجازات اسلامی آمده است که در صورتی که قطع نخاع عیب و ضرری در بخش دیگری از بدن ایجاد کند، دیه نخاع باید اضافه شود. بنابراین، اگر قطع نخاع باعث عیب و نقص در دست یا پا شود، باید علاوه بر دیه دست یا پا، دیه نخاع نیز پرداخت شود.
بطور کلی، در مواردی که جرایم غیر عمدی، منجر به فوت، جراحت، از بین رفتن عضو یا مخدوش شدن منافع افراد میشود، باید جریمه ("دیه") تعیین شود. در اضافه به این موارد، اگر امکان قصاص کردن آن فرد وجود نداشته باشد یا طرفین دعوا از طریق پرداخت جریمه، به توافق برسند، جریمه ("دیه") متعارف است.
یک نوع زخم که باعث متحمل شدن هزینههای برجستهای میشود، قطع نخاع است. قطع نخاع میتواند دارای انواع مختلفی باشد، از جمله قطع کلی یا جزئی از نخاع، و گاهی تاجایی که میتواند به عوارض خطرناک و حتی مرگباری منجر شود. لذا برای آشنایی با قوانین و جزئیات مربوط به این موضوع، لازم است قوانین مرتبط را همراه با اطلاعات مربوطه در قانون مورد بحث مطالعه نمایید.
در این مقاله به موضوعی مهم میپردازیم. ابتدا قصد داریم به تفصیل دربارهٔ مبحث "دیه قطع تمام نخاع ۱۴۰۲" صحبت کنیم. سپس به بحثی پیرامون دیه قطع جزئی از نخاع، یا به عبارتی "دیه قطع نخاع" که در سال ۱۴۰۲ طبق قانون مجازات اسلامی، به بروز عیب و فوت منجر میشود، میپردازیم. به منظور کسب اطلاعات بیشتر، با ما همراه شوید.
دیه قطع تمام نخاع
"جریمهی دیه در سال ۱۴۰۲ توسط قانونگذار در نظر گرفته شده است. در تعیین مبلغ دیه، قانونگذار به منابع فقهی مراجعه کرده و بر اساس آن، مقادیر دیه را مشخص کرده است. اما در برخی موارد، مقدار این جریمه مشخص نیست و قاضی با توجه به نظر پزشکی قانونی، آن را تعیین میکند که به آن ارش گفته میشود."
سپس، متولی پرداخت دیه، مکلف است در مهلت مقرر، آن را بر اساس شخص و مالک مورد، به مجنی علیه یا ولی دم پرداخت کند. در غیر اینصورت، طبق ماده 2 قانون اجرای محکومیتهای مالی، در صورت عدم پرداخت دیه، میتوان از ماهیت متهم و توقیف اموال وی به میزان مبلغ دیه استفاده کرد. دیه بابت قتل، آسیبرسانی یا از بین بردن اعضا و ضربوشتم جسمانی یا تنزلات معیشتی متعلق میشود. یکی از آسیبهایی که منجر به دیه گردیده، قطع نخاع است. نخاع، بخشی از سیستم عصبی مرکزی است که درون کانال نخاعی قرار دارد.
با توجه به جنبه های علمی، به ما باید گفته شود که نخاع در کارکردهای حسی، حرکتی و درک حسی از محیطی مانند گرما و سرما نقش مهمی دارد. صدمه به نخاع میتواند به کاهش قابل احساس بودن، کاهش توانایی حرکتی یا از دست دادن آن منتهی شود. باید توجه داشت که نسج نخاع از مغز تا انتهای نخاعهای پشتی تمتد دارد.
محتوا: "قطع کامل نخاع"، تاثیر فزاینده ای بر جسم انسان دارد. اگر نخاع را از پشت گردن قطع کنیم، تمامی بخش های بدن فلج می شوند، با این وجود فرد همچنان زنده می ماند. در ضوابط قانونی جرائم اسلامی، دیه نخاع در ماده ۶۴۸ وجود دارد. این ماده مشخص می کند که دیه قطع کامل نخاع با ارزش ۱۴۰۲ است که معادل آن با نرخ دیه، حدوداً ۹۰۰ میلیون تومان می باشد."
دیه قطع جزئی از نخاع
در بخش قبل، پس از شرح دیه به عنوان یک مجازات اصلی، بررسی کردیم که نخاع چیست و در کجا قرار دارد. در ادامه، به بررسی کامل قطع نخاع و دیه آن بر اساس نرخ مصوب میپردازیم. قطع جزئی نخاع نیز منجر به دیه میشود، بنابراین در این بخش به بررسی دیه قطع جزئی نخاع میپردازیم.
در ادامه مادهی 648 قانون مجازات اسلامی، ذکر شده است که قطعی جزئی از نخاع، با توجه به مساحت عرض، به عنوان دیه محسوب میشود. محاسبه دیهی قطع جزئی نخاع به این صورت انجام میپذیرد: در صورتی که طول نخاع به طور میانگین 40 سانتیمتر باشد و اگر 10 سانتیمتر از آن به وسیلهی شخص دیگری قطع شود، دیه آن 1402 کسری از کل طول نخاع محاسبه میشود. در این مثال، یک چهارم از کل دیه انسان، یعنی 225 میلیون تومان خواهد بود.
دیه قطع نخاع منجر به عیب
در بخشهای قبل، تشریح کردهایم که مبلغ دیه در صورت قطع کامل یا جزئی نخاع چقدر است و چگونه محاسبه میشود. اما به دلیل آنکه قطع نخاع گاهی میتواند منجر به صدمات دیگر اعضای بدن شود، در این بخش به بررسی دیه قطع نخاع در سال 1402 به علت ایجاد ناتوانی خواهیم پرداخت.
در قانون مجازات اسلامی، در ماده ۶۴۹ آمده است: "هرگاه عمل قطع نخاع باعث عیب و ضرر در بخش دیگری از بدن شود، براساس جبران محل عیب برای دیه نخاع مبلغی اضافه میشود." پس بر اساس این قانون، اگر قطع نخاع منجر به ایجاد عیب و نقص در بخش دیگری از بدن افراد، مانند دست یا پا شود، باید علاوه بر دیه دست یا پا، دیه نخاع نیز پرداخت شود.
دیه قطع نخاع منجر به فوت
در اقسام قبلی بعد از آنکه ضرورت کامل و جزئی قطع نخاع در دیه ۱۴۰۲ را مورد بررسی قرار دادیم و تبیین نمودیم که قطع نخاع به وقوع پیوسته باعث بروز عیب در برخی از اعضای بدن می شود، در این قسمت به توضیح دیه نخاع خواهیم پرداخت که در مواردی که منجر به فوت مجنی علیه می گردد، چگونه محاسبه می شود.
طبق ماده ۵۴۰ قانون مجازات اسلامی، در صورت ارتکاب جرایم عمدی که باعث صدمه جدی به شخص شود، مانند فوت چشمگیر به دلیل تیراندازی در قلب، تنها قصاص یا پرداخت دیه نفس به عنوان جبران خسارت الزامی است. در مواردی که عمل خسارتزا نباشد اما منجر به مرگ فرد شود، باید علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص، جبران آسیب دیده نیز انجام شود.
بنابراین، در صورتی که عمل قطع نخاع عمدی باشد و به فوت فرد منجر شود، باید علاوه بر قصاص جانی یا اخذ دیه نخاع، دیه نفس 1402 نیز توسط مجرم پرداخت شود. این عمل، اگرچه کشنده نیست، اما باعث فوت فرد میشود، بنابراین از مجرم میتوان انتظار داد که همه جرمهایی که بر عهده دارد را جبران کند.