جزئیات مقاله

تفاوت حق عینی و دینی

0 (0 نظر ثبت شده)

بدون دسته

قابلیت انتقال و اسقاط حقوق مادی و معنوی، قابلیت لغو را دارند. اسقاط یا لغو، یکی از ویژگی‌های حقوق است و در این مورد دو حقوق مشترک هستند. اما لغو حقوق مادی را اعراض و لغو حقوق معنوی را ابراء می‌نامند. باید توجه کنیم که اظهارات حقوق مالکانه تحت عنوان ایقاع شناخته می‌شوند و در این اظهار دو نیت ضروری است: نیت مالک برای اعلام حق و نیت نیازمند به استفاده از مالکیت دیگران برای برآورده شدن این حق. اما برای برطرف کردن این اظهار، کافی است نیت دارنده‌ی حق ابرا کند. حقوق عینی یکی از اقسام حقوق مالی است که برخی از اموال فیزیکی را دربرمی‌گیرد. هر فردی برای هر اموالی که دارای وجود خارجی هستند، حق مستقیم و بی‌واسطه‌ای دارد تا از حقوق خود استفاده کند. برخی از اقسام حق عینی شامل حقوق مالک بر اموال متعلق به خود، حقوق مستأجر بر اجاره‌نامه‌های مورد نیاز، حقوق رهن بر اماکن تحت رهن، و حتی حقوق شریکی و استفاده از منافع مشترک نیز هستند. حقوق عینی به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می‌شوند. حق دینی نیز از حقوق مالی است و به معنای حقی است که یک شخص به عهده دیگری دارد، مانند حقی که یک بستانکار به عنوان بدهکار دارد. این حق می‌تواند به صورت تعهد برای انجام کاری باشد یا حتی عدم انجام یک عمل. به عنوان مثال، انتقال مال و پرداخت بدهی دو نمونه مهم از انجام کارهایی هستند که در حدود حق دینی و حقوق مالی قرار می‌گیرند. تفاوت قابل توجهی بین حق و حکم این است که متوانیم حق را از خودمان سلب کرده و در حقیقت آن را از دست بدهیم. این تفاوت قابل اعمال بر حقوق عینی و دینی است و یکی از ویژگی‌های مشترک آن‌ها می‌باشد. اما این دو نوع حق، جزئیاتی دیگری نیز دارند که به تمایز آن‌ها کمک می‌کند. به علاوه، علاوه بر تفاوت اصلی که مربوط به جنبه‌های حقوقی و فردی آن‌هاست، دارای تفاوت‌های دیگری نیز می‌باشند که در این مقاله به آن‌ها پرداخته می‌شود.

یکی از تفاوت‌های قابل توجه بین حق و حکم این است که متوانیم حق را از خودمان سلب کرده و در حقیقت آن را از دست بدهیم. این تفاوت قابل اعمال بر حقوق عینی و دینی است و یکی از ویژگی‌های مشترک آن‌ها می‌باشد. اما این دو نوع حق، جزئیاتی دیگری نیز دارند که به تمایز آن‌ها کمک می‌کند. به علاوه، علاوه بر تفاوت اصلی که مربوط به جنبه‌های حقوقی و فردی آن‌هاست، دارای تفاوت‌های دیگری نیز می‌باشند که در این مقاله به آن‌ها خواهیم پرداخت. در نتیجه، در ابتدا حق عینی و دینی را بطور خلاصه تعریف نموده و سپس به بیان تفاوت‌های آن‌ها خواهیم پرداخت.

حق عینی

حقوق عینی یکی از اقسام حقوق مالی است که برخی از اموال فیزیکی را دربرمی‌گیرد. هر فردی برای هر اموالی که دارای وجود خارجی هستند، حق مستقیم و بی‌واسطه‌ای دارد تا از حقوق خود استفاده کند. برخی از اقسام حق عینی شامل حقوق مالک بر اموال متعلق به خود، حقوق مستأجر بر اجاره‌نامه‌های مورد نیاز، حقوق رهن بر اماکن تحت رهن، و حتی حقوق شریکی و استفاده از منافع مشترک نیز هستند. حقوق عینی به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می‌شوند.

حق عینی اصلی:‌ حق عینی اصلی به مفهوم حق مستقیم و بی واسطهٔ صاحب حق می‌باشد که می‌تواند به صورت کامل یا ناقص از آن بهره‌برد. مثالی که در اینجا بسیار شناخته شده و حائز اهمیت است، حق مالکیت است. به عبارتی دیگر، هر فردی که یک مالکیت عینی دارد، مثلاً یک خانه‌دار، می‌تواند هر زمان که می‌خواهد از ملکش استفاده کند. همچنین، اجاره‌دهندگان نیز حق عینی برای بهره‌برداری از مزایای اجارهٔ عینی دارند.

قانون "حق عینی تبعی" به وجود می‌آید وقتی یک شخص وثیقه‌ای را به عنوان تضمین اجرای یک تعهد قانونی می‌گذارد. به عنوان مثال، وامی که تحت پروژه رهن قرار گرفته است، وام‌دهنده می‌تواند وثیقه را صرفاً در صورت عدم اجرای تعهد توسط وام‌گیرنده پرداخت کند. در نتیجه، وام‌دهنده نمی‌تواند حق خود را اجرا کند تا زمانی که وام‌گیرنده تعهد خود را نقض نکند.

حق دینی

این یک متن است که درباره حقوق مالی و حقوق دینی صحبت می‌کند. حق دینی نیز از حقوق مالی است و به معنای حقی است که یک شخص به عهده دیگری دارد، مانند حقی که یک بستانکار به عنوان بدهکار دارد. این حق می‌تواند به صورت تعهد برای انجام کاری باشد یا حتی عدم انجام یک عمل. به عنوان مثال، انتقال مال و پرداخت بدهی دو نمونه مهم از انجام کارهایی هستند که در حدود حق دینی و حقوق مالی قرار می‌گیرند.

تفاوت حق عینی و دینی

همانطوری که قبلاً بیان شد، حقوق عینی و دینی جزئی از حقوق مالی هستند. از اینرو، یکی از ویژگی‌های مشترک آن‌ها، مالی بودن است و این باعث می‌شود حقوق غیرمالی مانند ازدواج، طلاق، حضانت و غیره قابل تقسیم به دسته‌های عینی و دینی نباشند. بنابراین، این دو حق نیز تفاوت‌هایی دارند، شامل: - حقوق عینی: حقوقی که به صورت ملموس و مادی قابل اندازه‌گیری هستند. این حقوق به شکل ملکیت، اموال و دارایی‌ها، ارث و امور مالی مرتبط می‌شوند. برای مثال، حق مالکیت بر یک ملک یا اموال متعلق به یک شخص. - حقوق دینی: حقوقی که به فضایل، اهداف مذهبی و اخلاقی، ضمانت‌های دینی و دیگر آرمان‌های مذهبی مرتبط می‌شوند. این حقوق به شکل آزادی عقیدت، عبادت، احترام به مقدسات و سایر مسائل روحانی و مذهبی می‌باشند. برای مثال، حق آزادی مذهبی و عقیدتی یا حق ازدواج مذهبی. به طور خلاصه، حقوق عینی و دینی هنگام تقسیم و بررسی رویه‌های قضایی و حقوقی، از جنبه های مالی و مذهبی در نظر گرفته می‌شوند و این دو دسته حقوق با هم تفاوت‌هایی دارند.

قابلیت انتقال و اسقاط

حقوق مادی و معنوی، قابلیت لغو را دارند. اسقاط یا لغو، یکی از ویژگی‌های حقوق است و در این مورد دو حقوق مشترک هستند. اما لغو حقوق مادی را اعراض و لغو حقوق معنوی را ابراء می‌نامند.

باید توجه کنیم که اظهارات حقوق مالکانه تحت عنوان ایقاع شناخته می‌شوند و در این اظهار دو نیت ضروری است: نیت مالک برای اعلام حق و نیت نیازمند به استفاده از مالکیت دیگران برای برآورده شدن این حق. اما برای برطرف کردن این اظهار، کافی است نیت دارنده‌ی حق ابرا کند.

در باره قابلیت انتقال، این دو حق نیز تا حد زیادی مشابه هم هستند. به این معنی که هر دو امکان منتقل شدن را دارند، اما انتقال حق عینی به عنوان نوعی از مالکیت از طریق قراردادهای خرید و فروش و سایر قراردادهای املاک صورت می‌گیرد. اما انتقال حقوق دینی و حقوق مادی مانند حق انتفاع و حق ارث و... به وسیله فروش امکان پذیر نیست، بلکه از طریق قراردادهای تملک مشخص و یا قراردادهایی که به مواد قانون مدنی ۱۰ مربوط می‌شود، انجام می‌شود.

عناصری است که در دین ما حقیقتاً وجود دارند و همچنین عناصری که واقعاً مشهود هستند.

«حقوق عینی» به معنای دیگر، حقوقی هستند که به صورت مستقیم و بدون واسطه، نسبت به مالکیت برخی از اموال خارجی وجود دارند. بنابراین، حقوق عینی از دو عنصر تشکیل شده‌اند: موضوع حق و صاحب حق. از طرفی، «حقوق دینی»، حقوقی هستند که شخص نسبت به شخص دیگری دارد. این حقوق دینی شامل سه عنصر است، به عبارتی صاحب حق، مدیون و موضوع حق.

می‌توان گفت موضوعی که بسیار مهم و جایگاه ویژه‌ای در جوامع اسلامی دارد، حقوق مذهبی و حقوق مادی و قانونی می‌باشد. این دو حقوق به عنوان دو بعد مجزا از زندگی هر فرد در جامعه، به طور همزمان و پیوسته تأثیرگذار هستند. حقوق مذهبی ارتباط فرد با خداوند و دینداری او را مطرح می‌کند، در حالی که حقوق مادی و قانونی به مسایل مرتبط با اموال، عقود، ترکیبات خانوادگی و سایر امور مادی جامعه می‌پردازند. اصلاحات و مقررات حقوقی هر دو بخش را تنظیم و از نظرات و قوانین مذهبی استفاده می‌کنند تا یک تعادل بین این دو ایجاد شود و زندگی اجتماعی به روال صحیح و متناسب پیش برود.

چه نظری نسبت به این مقاله دارید

از 0 امتیاز

0 نظر

نظرات و پرسش ها