خلاصه مقاله
هر یک از این سه شوهر توسط دادگاه مجاز به حبس بیش از پنج سال محکوم شده اند.
برخورد مداوم چهار شوهر با همسر خود به صورت ناسازگار و بدرفتاری، یا اقدام به ضرب و شتم زن کرده و این وضعیت برای زن از جانب مردان قابل تحمل نیست.
پرسیده شده است که آیا یک زن میتواند درخواست طلاق کند اگر تأکید نکند؟ به این سوال پاسخ داده میشود که زمانی که زن از شوهر خود تأکید نمیکند و به عنوان زن ناشزه شناخته میشود، نمیتواند به راحتی با استناد به عسر و حرج خود طلاق بگیرد.
در حقیقت، اگر عدم تمکین زن ناشزه به دلیل قانونی و موجه صورت نگرفته باشد، او نمی تواند درخواست طلاق عسر و حرج را مطالبه کند.
یکی از وظایف حقوقی مهمی که در قرارداد ازدواج برای زنان بوجود میآید، تضمین از سوی شوهر است.
این تضمین به صورت تضمین کلی و تضمین خاص معنا مییابد.
تضمین کلی به معنای پذیرش مسئولیت مدیریت خانواده توسط شوهر است، و تضمین خاص نظارت بر روابط زناشویی بین همسران است.
اگر زن به هر دلیلی وجدانی برای عدم تمکین از روابط جنسی نداشته باشد، دادگاه صلاحیت صدور حکم طلاق را نخواهد داشت.
بنابراین، برای رسیدن به طلاق، زن باید از روش هماهنگی یا طلاق خلع استفاده کند و برای طلاق، رضایت شوهر را به دست آورد.
در هر صورت، هیچ گونه مجازاتی برای زن در نظر گرفته نمی شود.
معمولا در دادگاهها، خانمهایی که ناتوانی و مشکلاتی را تجربه میکنند، برای اثبات این وضعیت در برابر قضات با مشکلات زیادی مواجه میشوند.
به همین دلیل، پیشنهاد شده است که در ابتدا، زن به صورت مکتوب از همسر خود تمکین کند و در زمان زندگی مشترک، با استناد به یکی از موارد عسر و حرج، میتواند درخواست طلاق خود را اثبات کند تا به طلاق برسد.
در صورتی که یک زوجه به دلایل قابل قبولی مانند ترس از آسیب جسمی از سوی شوهر، تصمیم به زندگی در یک خانه با او نگرفته و عدم رضایت رخ داده باشد، نمیتوان حق طلاق را به علت عدم رضایت از او سلب کرد.
زیرا زن به خاطر ایجاد سختیها و مشکلات غیرمعمول، در واقع به عدم رضایت سرازیر شده است و در حقیقت خود مرد باعث ایجاد عدم رضایت زن شده است.
طبق قوانین حقوق مدنی، یکی از تکالیف زنان پس از عقد نکاح، حمایت از شوهر است.
به طور کلی، تمکین را میتوان به دو صورت کلی و خاص تعریف کرد.
در صورت تمکین خاص، زن میبایست وظایف زناشویی خود را نسبت به همسر خود به عهده بگیرد و در صورت تمکین کلی، علاوه بر پذیرش نقش رهبری مرد در خانواده، باید با همسر خود رفتار درست و روابط خوبی داشته باشد.
در صورتی که یک زن نتواند با استناد به دلایلی که ذکر شده است، حق طلاق را دریافت کند، بطور کلی امکانش وجود ندارد؛ زیرا قانوناً فقط مرد میتواند حق طلاق را داشته باشد.
در این شرایط، راهی که در دسترس است این است که زن با پرداخت مبلغی به عنوان فدیه، شوهرش را متقاعد کند که او را طلاق دهد و این نوع طلاق به مراتب قانونی به عنوان طلاق خلع شناخته میشود.
همانطور که مشاهده میشود، برای درخواست طلاق توسط زن، میتوانیم از مالی به عنوان مهریه یا بخششی برای همسر استفاده کنیم تا او را راضی به جداشدگی کنیم.
تعیین پرداخت مال به خواست مرد بستگی دارد و او میتواند با مقداری معین از مال، رضایت همسرش را برای جداشدگی بهدست آورد.
اما به سوالی که میپرسند که آیا زن برای بهکارگیری حق طلاق خلع نیاز به مذاکره دارد یا خیر، باید گفت که اصل طلاق خلع هیچگونه ارتباطی به رضایت زن ندارد.
در قانون، تمکین از سوی شوهر به همسرش امری مشروط و قابل تعلیق است.
برخی شرایط نیز در قانون برای این موضوع در نظر گرفته شده است که در صورت بوجود آمدن آنها، همسر مجاز است از تمکین به جای شوهر خود خودداری کند.
به عنوان مثال، ابتلا به بیماریهای جنسی و قرار داشتن در معرض خطر، عذر شرعی، بیماری همسر در تمکین خاص و زحمتهای جسمی، مالی، و شرافتی برای همسر در صورتی که با همسر در یک خانه زندگی کند، بهعنوان عذر موجه برای امتناع از تمکین هستند.
در صورتی که مجوز تعیین محل اقامت به خانمها داده شده باشد، آنها میتوانند در محل اقامت مشترک با همسر خود زندگی نکنند.
این انتخاب ممکن است عدم تمایلی از سوی خانمها نسبت به زندگی مشترک با همسرشان نشان دهد.
همچنین، اگر خانمها بر اساس قانون از حق حبس در قرارداد ازدواجخود استفاده کنند، میتوانند از تطبیق عمومی و خاص در مقابل همسر خود منع شوند.
لازم به ذکر است که عدم تمایل خانمها تبعات حقوقی مهمی در پی خواهد داشت؛ به عنوان مثال، اگر خانم تطبیق نکند، حق نفقهاش غیرفعال میشود، مگر در صورتی که دلایل موجهی که ذکر شده، عدم تطبیق خانمها را توجیه کند.
با توجه به این سوالات که "آیا زن میتواند طلاق بگیرد اگر تمکین نکند؟"، "آیا زن میتواند درخواست طلاق عسر و حرج را کند اگر تمکین نکند؟" و "آیا زن میتواند از حق طلاق خلع استفاده کند اگر تمکین نکند؟"، در این مقاله به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
اگر زن متاهل، تمکین را از طرف خود نکند، باز هم حق دارد که طلاق بگیرد.
اتفاق ممکن است این باشد که زن به دلایلی مانند عدم رضایت، ناراحتی یا عدم توافق از مرد تمکین نکند، اما همچنان میتواند از حق خود برای دریافت طلاق استفاده کند.
اگر زن تمکین نکند، ممکن است بتواند درخواست طلاق عسر و حرج کند.
این صحنهها ممکن است زن را به این اقدام ترغیب کنند، از قبیل: تضییع سالنامه زناشویی، عدم توانایی در تحقق نیازهای زناشویی، عدم توفق اقتصادی و .
.
.
همچنین اگر زن تمکین نکند، میتواند از حق طلاق خلع استفاده نماید.
در برخی موارد، وجود خشونت، سوءرفتار، تهدید یا اذیت زن میتواند موجب شود که زن از این حق استفاده کند.
بنابراین، حق طلاق برای زن در صورت عدم تمکین همچنان برقرار است و میتواند از سایر راههای حقوقی برای ادعای طلاق استفاده کند.
یکی از وظایف حقوقی مهمی که در قرارداد ازدواج برای زنان بوجود میآید، تضمین از سوی شوهر است.
این تضمین به صورت تضمین کلی و تضمین خاص معنا مییابد.
تضمین کلی به معنای پذیرش مسئولیت مدیریت خانواده توسط شوهر است، و تضمین خاص نظارت بر روابط زناشویی بین همسران است.
با توجه به اهمیت تمکین زن در زندگی مشترک و پیش بینی چنین مسئلهای در قانون، سوال پیش میآید که آیا زن میتواند از همسرش جدا شود در صورتی که تمکین نکند؟ همچنین عدم تمکین از سوی زن ممکن است باعث از بین رفتن حق طلاق همسرش شود؟
با توجه به این سوالات که "آیا زن میتواند طلاق بگیرد اگر تمکین نکند؟"، "آیا زن میتواند درخواست طلاق عسر و حرج را کند اگر تمکین نکند؟" و "آیا زن میتواند از حق طلاق خلع استفاده کند اگر تمکین نکند؟"، در این مقاله به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
اگر زن متاهل، تمکین را از طرف خود نکند، باز هم حق دارد که طلاق بگیرد.
اتفاق ممکن است این باشد که زن به دلایلی مانند عدم رضایت، ناراحتی یا عدم توافق از مرد تمکین نکند، اما همچنان میتواند از حق خود برای دریافت طلاق استفاده کند.
اگر زن تمکین نکند، ممکن است بتواند درخواست طلاق عسر و حرج کند.
این صحنهها ممکن است زن را به این اقدام ترغیب کنند، از قبیل: تضییع سالنامه زناشویی، عدم توانایی در تحقق نیازهای زناشویی، عدم توفق اقتصادی و .
.
.
همچنین اگر زن تمکین نکند، میتواند از حق طلاق خلع استفاده نماید.
در برخی موارد، وجود خشونت، سوءرفتار، تهدید یا اذیت زن میتواند موجب شود که زن از این حق استفاده کند.
بنابراین، حق طلاق برای زن در صورت عدم تمکین همچنان برقرار است و میتواند از سایر راههای حقوقی برای ادعای طلاق استفاده کند.
اگر زن تمکین نکند می تواند طلاق بگیرد ؟
طبق قوانین حقوق مدنی، یکی از تکالیف زنان پس از عقد نکاح، حمایت از شوهر است.
به طور کلی، تمکین را میتوان به دو صورت کلی و خاص تعریف کرد.
در صورت تمکین خاص، زن میبایست وظایف زناشویی خود را نسبت به همسر خود به عهده بگیرد و در صورت تمکین کلی، علاوه بر پذیرش نقش رهبری مرد در خانواده، باید با همسر خود رفتار درست و روابط خوبی داشته باشد.
در قانون، تمکین از سوی شوهر به همسرش امری مشروط و قابل تعلیق است.
برخی شرایط نیز در قانون برای این موضوع در نظر گرفته شده است که در صورت بوجود آمدن آنها، همسر مجاز است از تمکین به جای شوهر خود خودداری کند.
به عنوان مثال، ابتلا به بیماریهای جنسی و قرار داشتن در معرض خطر، عذر شرعی، بیماری همسر در تمکین خاص و زحمتهای جسمی، مالی، و شرافتی برای همسر در صورتی که با همسر در یک خانه زندگی کند، بهعنوان عذر موجه برای امتناع از تمکین هستند.
در صورتی که مجوز تعیین محل اقامت به خانمها داده شده باشد، آنها میتوانند در محل اقامت مشترک با همسر خود زندگی نکنند.
این انتخاب ممکن است عدم تمایلی از سوی خانمها نسبت به زندگی مشترک با همسرشان نشان دهد.
همچنین، اگر خانمها بر اساس قانون از حق حبس در قرارداد ازدواجخود استفاده کنند، میتوانند از تطبیق عمومی و خاص در مقابل همسر خود منع شوند.
لازم به ذکر است که عدم تمایل خانمها تبعات حقوقی مهمی در پی خواهد داشت؛ به عنوان مثال، اگر خانم تطبیق نکند، حق نفقهاش غیرفعال میشود، مگر در صورتی که دلایل موجهی که ذکر شده، عدم تطبیق خانمها را توجیه کند.
با توجه به پرسشی که مطرح شده است که آیا زن میتواند در صورت عدم تمکین قصد گرفتن طلاق به دلیل نفرت از شوهر را داشته باشد یا خیر، باید تفاوتی را بین دو حالت قائل شویم.
یعنی اینکه آیا طلاق از سوی زن براساس تمکین ناموجه امکان پذیر است یا خیر.
در اینجا باید توجه کنیم که زمانی که زن به دلایل موجهی تمکین نمیکند و با شوهر خود موافقت ندارد، یا اینکه بدون هیچ مشکلی از تمکین در برابر شوهر انصراف میدهد و قصد گرفتن طلاق را دارد، به طور حقوقی تفاوتی وجود ندارد.
در صورتی که یک زوجه به دلایل قابل قبولی مانند ترس از آسیب جسمی از سوی شوهر، تصمیم به زندگی در یک خانه با او نگرفته و عدم رضایت رخ داده باشد، نمیتوان حق طلاق را به علت عدم رضایت از او سلب کرد.
زیرا زن به خاطر ایجاد سختیها و مشکلات غیرمعمول، در واقع به عدم رضایت سرازیر شده است و در حقیقت خود مرد باعث ایجاد عدم رضایت زن شده است.
اگر زن به هر دلیلی وجدانی برای عدم تمکین از روابط جنسی نداشته باشد، دادگاه صلاحیت صدور حکم طلاق را نخواهد داشت.
بنابراین، برای رسیدن به طلاق، زن باید از روش هماهنگی یا طلاق خلع استفاده کند و برای طلاق، رضایت شوهر را به دست آورد.
در هر صورت، هیچ گونه مجازاتی برای زن در نظر گرفته نمی شود.
نکتهای مهم دربارۀ طلاق زن ایستاده در صورت عدم تمکین وجود دارد که باید به آن توجه کرد.
زن همواره برای کسب طلاق از شوهرش باید به دادگاه دلیل موجهی ارائه کند، مثل عدم پرداخت نفقه توسط مرد، ترک کردن زندگی مشترک با همسر و غیبت از وجود همسر، نقض کردن از شرایط دوازدهگانه ازدواج، یا حاکم شدن زن بر حق طلاق طبق شرطی که قبل از ازدواج توافق شده باشد.
اگر زن تمکین نکند می تواند درخواست طلاق عسر و حرج کند ؟
یکی از مهمترین نکاتی که زن در ادعای حق طلاق خود میتواند به آن استناد کند، اثبات وجود عسر و حرج یا سختی غیرقابل تحمل در طول زندگی مشترک است که باعث مشقت و ناراحتی بیشتر زن در این زندگی میشود و تحمل این شرایط برای زن غیرقابل تحمل است.
حکم قانونی مربوط به عسر و حرج زن برای طلاق در ماده 1130 قانون مدنی بیان شده است، که بر اساس این ماده:
در صورتی که زناشویی برای زن باعث مشکل و دشواری شود، او می تواند به دادگاه مراجعه کرده و درخواست طلاق کند.
اگر دادگاه تأیید کند که واقعاً برای زن عسر و حرج ایجاد شده است، می تواند مرد را به طلاق وادار کند.
اما اگر معلوم شود که اجبار مرد به طلاق دادن ممکن نیست، دادگاه می تواند زن را با اذن خود به طلاق برساند و نیازی به اجازه مرد نخواهد بود.
در این ماده، مواردی از عسر و حرج زن ذکر شده است که می توان به چند مورد زیر اشاره کرد:- حالتهایی که برای زن زندگی خانوادگی دشوار و مشکل آفرین است.
- عدم توانایی زن در تحمل شرایط و فشارهای ناشی از زندگی زناشویی.
- بروز مشکلات روحی و روانی حاد در زن به علت زندگی زناشویی.
- عدم امکان ادامه رابطه زناشویی به دلیل تناقض برخی از اصول و ارزشهای زن و شوهر.
- وجود شرایط خطرناک یا مضر برای سلامت زن در رابطه زناشویی.
با استفاده از برجستهکردن (strong) و تاکید (em) بر برخی از کلمات، می توان به وضوحتر شدن مفهومهای مهم در این متن کمک کرد.
به مدت حداقل ۶ ماه پشت سر هم یا غیر متوالی تا دوره یک سال، مرد میتواند از زندگی خانوادگی دست بکشد، بدون نیاز به توجیه مناسب.
داشتن اعتیاد به هر نوع مواد مخدر یا الکل، که میتواند به زندگی خانوادگی ضربه بزند و باعث بر وجود همسر تأثیر منفی بگذارد، در برخی موارد ممکن است نتواند همسر را در مدت زمانی که پزشک تشخیص داده لازم است، به ترک اعتیاد مجبور کند.
به همین دلیل، تنها وابسته بودن به اراده شوهر برای ترک اعتیاد، برای موفقیت کافی نیست.
این موضوع ممکن است نیازمند حمایت و مشاوره حرفهای از جانب متخصصان در حوزه اعتیاد باشد.
هر یک از این سه شوهر توسط دادگاه مجاز به حبس بیش از پنج سال محکوم شده اند.
برخورد مداوم چهار شوهر با همسر خود به صورت ناسازگار و بدرفتاری، یا اقدام به ضرب و شتم زن کرده و این وضعیت برای زن از جانب مردان قابل تحمل نیست.
«به وقوع پیوستن یک بیماری غیرقابلدرمان، بهگونهای که زندگی مشترک را تحت تأثیر قرار میدهد، همچنین شرایط دیگری که عموماً برای زنان سختی غیرقابل تحملی برای ادامه زندگی مشترک ایجاد میکنند.
»
پرسیده شده است که آیا یک زن میتواند درخواست طلاق کند اگر تأکید نکند؟ به این سوال پاسخ داده میشود که زمانی که زن از شوهر خود تأکید نمیکند و به عنوان زن ناشزه شناخته میشود، نمیتواند به راحتی با استناد به عسر و حرج خود طلاق بگیرد.
در حقیقت، اگر عدم تمکین زن ناشزه به دلیل قانونی و موجه صورت نگرفته باشد، او نمی تواند درخواست طلاق عسر و حرج را مطالبه کند.
زیرا او به طور کلی با همسر خود زندگی مشترکی نداشته است و آنچه که در زندگی با سختی غیر معمول مواجه شده است.
معمولا در دادگاهها، خانمهایی که ناتوانی و مشکلاتی را تجربه میکنند، برای اثبات این وضعیت در برابر قضات با مشکلات زیادی مواجه میشوند.
به همین دلیل، پیشنهاد شده است که در ابتدا، زن به صورت مکتوب از همسر خود تمکین کند و در زمان زندگی مشترک، با استناد به یکی از موارد عسر و حرج، میتواند درخواست طلاق خود را اثبات کند تا به طلاق برسد.
اگر زن با مشکلات و مصایبی دست و پنجه نرم کرده و ادامه زندگی با شوهر به هر دلیل منتفی شده باشد، مانند حالتی که شوهر به زن خود خشونت کرده و او را از خانه بیرون کرده و زن در خانه مشترک با او زندگی نکند، زن حتی با عدم توافق همسر میتواند به استناد به مشکلات و مصایب ذکر شده، طلاق بگیرد.
اگر زن تمکین نکند می تواند از حق طلاق خلع استفاده کند ؟
در قسمتهای قبلی تشریح شد که زن برای دریافت طلاق از شوهر خود نیازمند ارائه دلایل موجه و قانونی است.
برخی از راههای طلاق از جانب زن شامل شرایط دوازدهگانه طلاق یا شرایط ضمن عقد مندرج در سند ازدواج، عدم پرداخت نفقه از سوی شوهر، غیبت طولانیمدت شوهر و اثبات عسر و حرج است.
توجه کنید که این موارد تنها برخی از راهها برای طلاق از طرف زن هستند و به عوامل دیگری نیز وابسته است.
در صورتی که یک زن نتواند با استناد به دلایلی که ذکر شده است، حق طلاق را دریافت کند، بطور کلی امکانش وجود ندارد؛ زیرا قانوناً فقط مرد میتواند حق طلاق را داشته باشد.
در این شرایط، راهی که در دسترس است این است که زن با پرداخت مبلغی به عنوان فدیه، شوهرش را متقاعد کند که او را طلاق دهد و این نوع طلاق به مراتب قانونی به عنوان طلاق خلع شناخته میشود.
بر اساس ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی، طلاق خلع به طلاقی گفته میشود که زن به دلیل کراهت یا تنفر فراوانی که از شوهرش دارد، در مقابل مالی که به شوهر میبخشد، از او طلاق میگیرد.
مالی که زن در طلاق خلع به همسر خود میبخشد تا او را راضی به طلاق دادن کند، میتواند معادل مهریه، کمتر از مهریه و یا حتی بیشتر از آن باشد.
مرد این اختیار را دارد که دریافت این مال را قبول کند و زن را طلاق خلع بدهد و یا اینکه نپذیرفته و طلاق ندهد.
همانطور که مشاهده میشود، برای درخواست طلاق توسط زن، میتوانیم از مالی به عنوان مهریه یا بخششی برای همسر استفاده کنیم تا او را راضی به جداشدگی کنیم.
تعیین پرداخت مال به خواست مرد بستگی دارد و او میتواند با مقداری معین از مال، رضایت همسرش را برای جداشدگی بهدست آورد.
اما به سوالی که میپرسند که آیا زن برای بهکارگیری حق طلاق خلع نیاز به مذاکره دارد یا خیر، باید گفت که اصل طلاق خلع هیچگونه ارتباطی به رضایت زن ندارد.
معنای این است که حتی اگر زن ناشزه با همسرش موافقت نکند، همچنان میتواند از او طلاق بگیرد.
زیرا در مورد طلاق خلع، فرض میشود که زن از شوهرش کراهت و بیزاری شدید دارد و طبیعی است که با او موافقت نکرده باشد.
بنابراین، یک مسأله مهم درباره "طلاق خلع" وجود دارد که زن باید با پرداخت فدیه، شوهر را متقاعد کند تا طلاق بدهد.
حتی اگر زن، از شوهر خود حمایت نکرده و نقض مشروعیت آن در دادگاه ثابت شده باشد، هنوز میتواند از حق طلاق خلع استفاده کند و عدم همراهی او نمیتواند جلوی طلاق را بگیرد.
سوالات پر تکرار
- در این مقاله، بررسی می شود که آیا امکان طلاق بدون داشتن سند ازدواج وجود دارد یا نه.
همچنین، تاثیرات قباله ازدواج در صورت از دست دادن آن و عملیات اقدام برای درخواست طلاق نیز مورد بررسی قرار می گیرد.
تا آن زمان که ارتباط زن و شوهر به عنوان یک زوج ثبت و عقد ازدواج تایید نگردد، دادگاه مجاز به صدور حکم طلاق نمی باشد.
عدم داشتن سند ازدواج جهت طلاق، قابل قبول برای دادگاه نیست و امکان درخواست طلاق بدون مدرک عقد ازدواج وجود ندارد.
گم شدن سند ازدواج نیز دلیل قابل قبولی نیست.
بسیاری از افرادی که سند ازدواج خود را از دست داده اند، از امکان طلاق بدون این سند سؤال می کنند.
امکان وقوع طلاق بدون داشتن سند ازدواج، حتی در شرایطی که طلاق از طرف مرد را در نظر بگیریم، وجود ندارد.
اما خوشبختانه، سند ازدواج یک سند رسمی است که طبق قوانین در مراجع قانونی ذیصلاح ثبت می شود و از دست دادن آن ممکن است جلوی دریافت مجدد آن را بگیرد.
بنابراین، در صورتی که زوجین متوجه گم شدن سند ازدواج خود شوند، می توانند با استفاده از راهکارهایی که در فصل بعد توضیح داده شده است، یعنی به دست آوردن رونوشت سند ازدواج، اقدام به طلاق نمایند.
نتیجه گیری
در نتیجه، برای یک زن طلاق گرفتن در صورت عدم تمکین همچنان ممکن است.
او میتواند توسط دادگاه اثبات کند که عسر و حرجی در زندگی زناشویی خود دارد و از این راه برای طلاق استفاده کند.
همچنین، در صورت وجود خشونت و سوءرفتار، زن میتواند از حق طلاق خلع استفاده کند.
بنابراین، حقوق مربوط به زنان در تعیین تمکین و ادعای طلاق تاثیرگذار است و زنان قادرند از این حقوق خود استفاده کنند.